دل

دوشنبه ۲۴ خردادماه ۸۹


نیستش ...
نمی دونم کجاست ؟ چه می کنه ؟
ولی میدونم که ندارمش ...
هیچ وقت نخواستم که تو رو با چشمات به یاد بیارم
نمی خواستم که تو رو
تو گم ترین آرزوهام ببینم
نمی خواستم که بی تو به دیوارها بگم :
هنوزم دوستت دارم !
آخه تو هول و ولای پریشونی و تو رو نداشتن ،
تو گیر و دار  ِ ...
... ای بابا !
دل تو هیچ ، حال اون خوش ...
...
ای بی مروت !
دیگه دلی می مونه که جور دل کبوتر بطپه ؟
که با شما
از جون زندگیش بگه ؟
بگه که :
هنوز
زنده است ...
...
اگه صداي منه
نفس اگه نفس تو
بذار كه اون خوش غيرتاش بدونن
كه دل 
ديگه دل نميشه
نه ديگه ... اين واسه ما دل نميشه
...

نظرات ديگران درباره مطلب دل

7 ساحل م | یکشنبه، ۲۰ تیر ۱۳۸۹، ۲۲:۰۴

نیستش ،
نمیدونم کجاست ! ؟ !!!

واقعا نمیدونم !!!


7 من.خودم | پنجشنبه، ۲۴ تیر ۱۳۸۹، ۰۱:۰۴

پس از مدتها، انگار دل تو هم تنگ شد ...
خوش برگشتی


7 naslebaran | دوشنبه، ۱۱ مرداد ۱۳۸۹، ۲۱:۰۵

چه دیر...... خیلی دیر.....
ایران بودیم....
تیام سخت مریض شد...
خیلی بد...
روزهای سختی بود...
اما در کنار خانواده خوب بود....
و برگشتیم
و باز هم ....


7 shirin | یکشنبه، ۰۷ شهریور ۱۳۸۹، ۱۰:۰۶

دل ديوونه تنها ... دل من...


ارسال نظر شما:



لطفا اطلاعات خود را به صورت فارسي وارد نماييد.  براي نظر دهي دادن ايميل ضروري است.

 
این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ که در دوشنبه ۲۴ خردادماه ۸۹ ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این وبلاگ به هوای تو ... بوده است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.