دوستت دارم، با صداي آهسته

چهارشنبه ۳۰ خردادماه ۸۶


سالها پيش نوشته بودم از فتح قله هاي عشق،
نوشته بودم از كشف عمق آبي و زلال گسترده،
سپيد آكنده از عطر شكوفه هاي سيب؛
چه زيبايي تو اي عشق!
مي ماني در دل. با هزار كينه اگر بيرونت كنند؛

تو مانده اي، اي عشق!
اين منم كز تو گذر كرده ام به اشك ...
و اينك اين منم، در بلنداي تمناي تو؛
دوستت دارم، با صداي آهسته ...

نظرات ديگران درباره مطلب دوستت دارم، با صداي آهسته

7 دختر نقاش | چهارشنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۸۶، ۰۱:۰۳

شاهد گرامي درود:
بنگر از نزديک . از ميان چشم ِ دل بنگر. سايه‌یِ آشنايی در ميان آنان است. پيش از مکش ِآخرين قطره‌های کوچکِ شادمانی، به اين ديوانه‌ساز ِ آشنا نگاهی بيانداز. آهی و هيچ! اين آشنا، خود تويی!
...
با اجازه دفتر هبوط تتان را در ساير دفترهايي كه ميخوانم در دفترم قرار ميدهم.
پاينده باشيد


7 شاهد | چهارشنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۸۶، ۰۲:۰۳

خواندن برخي از كامنت هاي گذشتگان و درگذشتگان بسي حالمان را گرفت. پدرانمان نيك گفته اند كه زمان بهترين قاضي براي قضاوت است ...


7 serena | چهارشنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۸۶، ۰۳:۰۳

چه كنم شبا كه سرو صداها كمرنگ مي شه
بيشتر از روزا دلم براي تو تنگ مي شه


7 serena | چهارشنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۸۶، ۰۹:۰۳

خيلي قشنگ بود.
دوست من تو اين ها رو جدا از خودت مي نويسي، خيلي قشنگه
و باور نكردني.
ديشب براي همه دوستام تعريف كردم.
گفتم من يه شعر براي يكي كامنت گذاشتم طرف اين كاره بود همون شعر رو كاملشو واسم گذاشت كلي حالم و گرفت.
و البته كلي ذوق كردم كه با چنين ادمي آشنا شدم كه اين همه ذوق هنري داره و شاعره.راستي دوست عزيز تو واقعا اسمت شاهده؟ خوب مي دوني چرا پرسيدم چون برام يه ذره عجيبه كه يه پسر اين همه ذوق داشته باشه .
در جريان اتفاقات زندگي من كه هستي، شايد به خاطر اون تجربه امه كه اين همه ذوق رو از يه پسر نمي تونم باور كنم.
اما تو فوق العاده اي،
باور نكردني شعر مي گي؛
مي بيني كه دوستام هم توي كامنتهاشون از تو نوشتن.
خوشحالم از اينكه هر روز شعراتو مي خونم.
منم براي اينكه كم نيارم هي مي رم شعر پيدا مي كنم واست مي فرستم اعتراف ميكنم اونموقع كه كوچيكتر بودم شعر مي گفتم اما حالا ديگه ذوق هنري ام كور شده .
البته من نقاشم اما شاعر نيستم .
بازم مي يام.


7 serena | چهارشنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۸۶، ۰۹:۰۳

راستي خيلي خوب كاري كردي كه آپ كردي ديگه خيلي دير شده بود .
من كه كلي خوشحال شدم شعرت هم عالي بود .
يه مورد ديگه اينكه آهنگ وبلاگت حرف نداره، با گوشيم ضبطش كردم. نمي دونم از كجا اورديش اما بازم ذوق هنريتو به رخ همه كشيدي دوست من .


7 serena | چهارشنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۸۶، ۰۹:۰۳

به صحرا شدم عشق باريده بود
و زمين تر شده بود
چندان كه پاي به گل فرو شود
به عشق فرو مي شد


7 serena | چهارشنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۸۶، ۱۱:۰۳

مرسي ايول خوشمان آمد از آمدنت!
جا داره يه كلمه پسرونه بگم تا منظورم رو راحت تر برسونم.
خدايي باهات حال كردم! دمت گرم!
ما كه كم آورده بوديم باز هم بيشتر كم مي آوريم.
ولي واقعا ازت خوشم مي ياد جدي مي گم.
اگر چه تو خودتو تو قالب شعرات بيان مي كني و من اصلا نمي شناسمت اما واقعا شعرات عالي.ه ببخشيد اگر زيادي خودموني نوشتم دوست گلم اما عالي بود عالي بود عالي بود اگر از اون شكلكها مي شد فرستاد الان يه عالمه گل واست مي فرستادم
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]


7 رویا | چهارشنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۸۶، ۱۲:۰۳

شما قلم زيبايي داريد
حيف است در كامنتها باقي بماند
در سايت بياوريد تا همه بهر ه مند شوند.


7 serena | چهارشنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۸۶، ۱۲:۰۳

خداييش شما حافظ و سعدي و مولانا و همه اينها با هم نيستيد؟


7 shirin | پنجشنبه، ۳۱ خرداد ۱۳۸۶، ۰۸:۰۳

تو نبودي دو زانو در برابرت نشستم
چهره ات را نگاه كردم
با چشمان بسته
تو نبودي,
حرف زدم , حرف زدم, حرف زدم,
اما نتوانستم دهان باز كنم
تو نبودي
با دستهايم تو را لمس كردم
دستهايم به روي صورتم بود...

محبت بين ما كار خدا بود ...از اين جا من خدا را مي شناسم...


7 shirin | پنجشنبه، ۳۱ خرداد ۱۳۸۶، ۰۸:۰۳

به صدايي بلند ميگويم
دوستت دارم اي عشق...


7 naslebaran | جمعه، ۰۱ تیر ۱۳۸۶، ۰۵:۰۴

سلام.... من همچنان منتظر عكسهاي زيباي چيمه رود هستم.


7 رویا | یکشنبه، ۱۰ تیر ۱۳۸۶، ۰۱:۰۴

شاهد عزیز راستشو بخواهی مفهوم شعرت را نفهمیدم بابا برای ما بیسوادها ساده و راحت تر بنویس


7 رویا | یکشنبه، ۱۰ تیر ۱۳۸۶، ۰۲:۰۴

آى گفتید دعاکنید زودتر دایی بشید


7 محبوبه | یکشنبه، ۱۰ تیر ۱۳۸۶، ۰۶:۰۴

دوستت دارم با صداي آهسته!
زيبا ومواج چون خيال...


7 serena | دوشنبه، ۱۱ تیر ۱۳۸۶، ۱۲:۰۴

سلام دوست عزيزم
خوبي دلم برات خيلي تنگ شده بود
از اينكه نتونستم بيام معذرت مي خوام امتحان داشتم
ممنون از كامنت هاي قشنگت مخصوصا اون كامنت آخر دقيقا هموني بود كه من دنبالش بودم حتما توي پستهام اگر شما اجازه بديد از شعراي شما استفاده مي كنم
برم دنبال يه شعر جديد بگردم تا برات بنويسم
دوباره شروع شد
كم آوردن ها و ضايع شدن ها جلوي شما
اما همينشم كلي خوش مي گذره
خبر نداري
دوباره مي يام


7 naslebaran | جمعه، ۱۵ تیر ۱۳۸۶، ۰۷:۰۴

مرسي.مرسي.مرسي.


7 محمود | جمعه، ۱۵ تیر ۱۳۸۶، ۱۲:۰۴

سلام مهربون....ولادت حضرت زهرا و روز مادر بر تو و مادر نازنینت مبارک


7 روزگارمن | سه شنبه، ۱۹ تیر ۱۳۸۶، ۰۴:۰۴

سلام.. خوبيد؟؟؟ شما هم سايت قشنگي داريد .. انشاي زيبا و قلم قشنگي داريد.. خوش به حالتون


7 شیما | چهارشنبه، ۲۰ تیر ۱۳۸۶، ۱۲:۰۴

عشق= زيبايي جاودانه.


7 شیما | پنجشنبه، ۲۱ تیر ۱۳۸۶، ۰۱:۰۴

سلاااام..من اومدم..خوبي؟..مرسي به خاطر كامنتهات در اين مدت كه نبودم.


7 نيلوفر | پنجشنبه، ۲۱ تیر ۱۳۸۶، ۰۲:۰۴

چقدر خوشحالم كه بعد از مدتها نوشته هاي زيبايت را خواندم.چه قلم زيبايي داري


7 shirin | جمعه، ۲۲ تیر ۱۳۸۶، ۱۲:۰۴

سهم ماه از آسمون آبي شبهاشه...
سهم ماه از آفتاب سكوته...ماه به احترام آفتاب رنگ مي بازه...
ماه صبور شبهاي تاره...مونس ستاره هاست...
ماه از روزگار سيلي سختي خورده...
تا حالا كبودي صورتش رو ديدي؟!
روزي كه ببيني مي فهمي
ماه غرورش رو به آفتاب پيشكش كرده...


7 یک تکه تنهایی ... | یکشنبه، ۲۴ تیر ۱۳۸۶، ۱۲:۰۴

با صدای بلند فریاد کن دوستت دارم را ...


ارسال نظر شما:



لطفا اطلاعات خود را به صورت فارسي وارد نماييد.  براي نظر دهي دادن ايميل ضروري است.

 
این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ که در چهارشنبه ۳۰ خردادماه ۸۶ ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این وبلاگ ديدار در اردي بهشت بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ تفتكر ... است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.