فلش بك

جمعه ۰۸ دیماه ۸۵


خودش را ديد. در تاريكي، شب از نيمه گذشته، در سكوتي آرامش بخش، زير بارش دانه هاي برفي درشت، همان وقت كه مي شد گرماي نفس را با يك بازدم عميق به رخ كشيد، دست در دست يار، از خيابان مي گذشت. غرق در خوشي ها و سرخوشي ها، بي خود از خودها و ناخودها، دل كنده از كشيده ها و ناكشيده ها، مست و مست ...

در خيابان هميشه هم چراغ  سبز نيست. ايستاد و به صداي آكاردئون گوش سپرد.

سبز ... و وقت رفتن بود. پنجره را پايين كشيد و خوب شنيد. همينجا بود و انگار همين ديروز. نگاهي به مرد نوازنده كرد. پيرتر شده بود. يك اسكناس قرمز به او هديه كرد، كاري كه بار پيش هم كرده بود. مرد لبخندي زد مثل گذشته.

راه افتاد در تاريكي، شب از نيمه گذشته، در سكوتي ويران كننده، پر از بوي تنهاماندن ... و تمام آن خاطره را پشت چراغ قرمز، روي خط كشي عابران پياده جاگذاشت...

نظرات ديگران درباره مطلب فلش بك

7 یک تکه تنهایی ... | جمعه، ۰۸ دی ۱۳۸۵، ۰۸:۱۰

پر از بوي تنهاماندن..... چه تلخ ...


7 ديجي جوك | شنبه، ۰۹ دی ۱۳۸۵، ۰۴:۱۰

سلام مسعود عزيز. خوشحالم كه دوباره بلاگتو ديدم و غمگينم از اينهمه زمان از دست رفته...


7 شيما | یکشنبه، ۱۰ دی ۱۳۸۵، ۱۱:۱۰

سلام...دنياي عجيبيه.بعد از مدتها آدم به سرش ميزنه به وبلاگ قديميش يعني همون جايي كه نزديك دو سال فكرش و حال و هواشو توش ريخته سر بزنه.بعد از سر تفنن كامنت هاي قديمي رو باز مي كنه و ميبينه يه دوست همين چند روز پيش بهش سر زده...


7 شيما | دوشنبه، ۱۱ دی ۱۳۸۵، ۱۲:۱۰

نميدونم كامنت قبلي رسيد يا نه.فكر ميكنم دوباره گول خوردم..يا شايد زيادي عجولم..اومدم درد دل كنم.حالم بده.بدتر از هميشه..دو ساله كه خودمو گم كردم..اگر چه هيچ وقت هم خودمو پيدا نكرده بودم..اما الان از هميشه سر در گم ترم..دو سال در نابودي خودم تلاش كردم..حالم بده.


7 شيما | دوشنبه، ۱۱ دی ۱۳۸۵، ۱۲:۱۰

باور ميكني اگر بگم خيلي وقته به هيچ زيبايي فكر نكردم.من ايمانم رو هم گم كردم.


7 محبوبه | یکشنبه، ۱۷ دی ۱۳۸۵، ۰۲:۱۰

سلام كاش ميشد تمام خاطرات.....؟. رو پشت چراغ قرمز جا گذاشت.


7 شیما -رهگذرباد | یکشنبه، ۱۷ دی ۱۳۸۵، ۱۱:۱۰

سلام مهربون...بعد از ماه ها امشب ايميلهام و چك كردم با ميلت برخورد كردم ..سايت و البته وبلاگ فوق العاده اي داري نميدونم تو اين فضاي نوشته هات و موسيقي قشنگت چه چيزي پنهان شده كه احساس مي كنم مدتهاست اين جا رو مي شناسم...خيلي دلم مي خواست امشب همه ي اين نوشته هاي قشنگ و پراحساس و بخونم البته به آرشيو هم سر زدم ...حتما همش و مي خونم...!!


7 محمود | دوشنبه، ۱۸ دی ۱۳۸۵، ۰۷:۱۰

سلام دوست عزيز ....عيد سعيد غدير روز ولايت و استواري شيعيان،‌بر شما مبارك باد...خلوت خيال به روز شد چشم انتظار ورود سبزتان مي مانم. تا بعد يا حق.


7 شبنم | یکشنبه، ۲۴ دی ۱۳۸۵، ۰۳:۱۰

خاطرات رو هرکجا که جا بزاری و بری تا برگردی میبینی پشت سرت دارن میان، مثل سایه .. آزاد باشی.


7 لي لا - آبی آسمانی | یکشنبه، ۲۴ دی ۱۳۸۵، ۰۹:۱۰

خودت را كه عقب بكشي آدم هاي ديگر جات را مي گيرند، جات را كه آدمها گرفتند فقط تا مدتي در يادشان خواهي ماند بعدش پيرو همان قاعده ي از دل برود هر آنكه از ... ميشوي و كم كم يك اسم مي ماني توي ذهنشان كه چيز بسيار كمي از تو در خاطرشان باقي خواهد ماند... حالا بيا و فكر كن كه جاي تو آنجا نيست ...
ناراحتم كردي... فراموش نكنيم كه آدمها مجبور نيستند ما را دوست بدارند، براي حفظ كردنشان بايد كاري كرده باشيم اگر نه ... خب از ياد مي رويم ... البته اگر برايمان مهم بود از ياد نمي رفتيم احتمالن.


7 حالا دیگه یه غریبه | دوشنبه، ۲۵ دی ۱۳۸۵، ۱۱:۱۰

چه روزايي بود عجب دنيايي داشتم و چقدر زيبا بود خوندن نوشته هاي هميشه زيبا يادته وبلاگ من رو؟هميشه نظرت مي درخشيد بين اون همه تاريكي بين اون همه غم كه از در وديوار وبلاگ بچه گانه ي من ميباريد .تو باريدي.
اي پنجره كوچك دل هميشه تنهاي من بسته شو و اينبار رو به ديوارهاي سنگي باز نشو من فكر ميكردم كه درياس اما ديوار سنگي بزرگي بود كه من ندانستم سرم را به بيرون آوردم اما سرم به سنگ خورد.
يادم باشد خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را.


7 کاش میشد | چهارشنبه، ۰۴ بهمن ۱۳۸۵، ۰۱:۱۱

چقدر التماس كردم كه حتي براي يك روز مال من ميشد.اما نه نميدانستم كه اون از جنس من نيست .او يك فرشته بود


7 دلتنگ | شنبه، ۰۷ بهمن ۱۳۸۵، ۰۹:۱۱

میگی دلتنگی مال اوناییه که به کسی وابسطه اند ولی من هیچ وابستگی به کسی ندارم. دلتنگی من از تنهایی منه، از اینکه چرا تمام زندگی من به نوشته های قشنگ وبلاگی پر از عطر یاسه ..... وقتی به مرگ فکر میکنم میبینم اونوقته که برای همیشه تنهام و بعد یکمی امیدوار میشم.
به اینکه فردا روز دیگریست


7 دلتنگ | شنبه، ۰۷ بهمن ۱۳۸۵، ۰۹:۱۱

دلتنگ نیستم اما میخوام بگم گوشه گوشه این دل تنها سرشار ازعطر نگاه توست عزیز دل.


ارسال نظر شما:



لطفا اطلاعات خود را به صورت فارسي وارد نماييد.  براي نظر دهي دادن ايميل ضروري است.

 
این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ که در جمعه ۰۸ دیماه ۸۵ ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این وبلاگ عريضه بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ خواهم كه بر رويت ... است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.