نوبهارو نبر از ياد ...

یکشنبه ۳۰ مردادماه ۸۴


اگه تو شباي سردت با خودت تنها مي شيني ...


               من برات مي خونم از عشق تا كه فردا رو ببيني


                           اگه هم صداي اشكي،‌ واسه آرزوي بر باد


                                       من برات مي خونم اي گل ... نو بهارو نبر از ياد ...

نظرات ديگران درباره مطلب نوبهارو نبر از ياد ...

7 بهار | یکشنبه، ۳۰ مرداد ۱۳۸۴، ۰۶:۰۵

شما چرا چند وقتيه نيستين؟!


7 غزال | یکشنبه، ۳۰ مرداد ۱۳۸۴، ۰۷:۰۵

سلام...
نبض ستاره مرده ما ديگه سرد سرديم...
تو خاطرات كهنه دنبال ((من))مي گرديم...
اما طنين رويا هنوز ترانه سازه...
هنوز تو اين سياهي چن تا دريچه بازه...

كاش مي شد از ياد نبردش...


7 کیا کوچولو | یکشنبه، ۳۰ مرداد ۱۳۸۴، ۰۹:۰۵

این قصه و ترانه نیست,کابوس کودکانه نیست
رنگ وریای آدما, حقیقته افسانه نیست//
پوشالیه وجودشون , حقیقته دروغشون
حتی خدام گول میخوره,از ظاهر سجودشون
واژه یه عشق وعادته, نقش تو قصه ها شده
شکستن دل رفیق ,دفع قضا و بلا شده
دروغ دیگه یه عادته, برادری حکایته
افتاده رو لگدزدن, اینم یه جور شهامته


7 فاطمه | یکشنبه، ۳۰ مرداد ۱۳۸۴، ۱۱:۰۵

پاييز مي آد ، برگا مي ريزن ...


7 kebria | دوشنبه، ۳۱ مرداد ۱۳۸۴، ۰۸:۰۵

اگه ابر بهار نخواد بباره من و خورشيد و بارون در جهاديم ...... داشته باش ما رو بي مرام


7 حجت | دوشنبه، ۳۱ مرداد ۱۳۸۴، ۱۱:۰۵

بعد سردي و تاريكي شب
هميشه طلوع زيباي خورشيد
چرا لذت ديدن اين طلوع و گرماي اون رو
با خاطرات شب وحشي از بين ببريم . . .


7 شاهد | سه شنبه، ۰۱ شهریور ۱۳۸۴، ۰۲:۰۶

نوزده هزارمين نفر خودم بودم. كانتر سايت رو ميگم! شما چندمي؟


7 بلفی | چهارشنبه، ۰۲ شهریور ۱۳۸۴، ۰۳:۰۶

عجبه! خوشحالم كه مي بينمتون.چند وقتيه خيلي كم پيدا شديد .اميدوارم حالتون خوب باشه. شعر خيلي قشنگي بود


7 بلفی | چهارشنبه، ۰۲ شهریور ۱۳۸۴، ۰۳:۰۶

راستي ديگه پيش ما نميايين؟؟


7 بهار | چهارشنبه، ۰۲ شهریور ۱۳۸۴، ۰۹:۰۶

ما ز ياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود انچه مي ژنداشتيم ...منهم ديشب تفالي زدم...هر كس به طرقي دل ما ميشكند بيگانه جدا دوست جدا ميشكند بيگانه اگر ميشكند حرفي نيست از دوست بژرسيد چرا ميشكند


7 زهرا | چهارشنبه، ۰۲ شهریور ۱۳۸۴، ۱۲:۰۶

پر زدن در هواي طوفاني دل...........


7 جوجــــــــــــــــــــــه | جمعه، ۰۴ شهریور ۱۳۸۴، ۰۹:۰۶

خیلی وقت بود خبری ازتون نبود! خوشحالم که هنوز هستی و می نویسی دوست مهربون! در ضمن دلتنگی برای چی؟! خدا بزرگه و مهربون تر! در پناه حق


7 فاطمه | شنبه، ۰۵ شهریور ۱۳۸۴، ۱۰:۰۶

اما من خيلي وقته هيج فالي نگرفتم. حافظ هم هميشه راست نمي گويد...


7 شومینه | یکشنبه، ۰۶ شهریور ۱۳۸۴، ۰۵:۰۶

خب نبر از یاد...
مرد عمل باش!


7 rahgozar... | پنجشنبه، ۱۰ شهریور ۱۳۸۴، ۰۲:۰۶

...و سلام...ما ز ياران چشم ياري داشتيم...خود غلت بود آنچه مي پنداشتيم... اما ايني كه من مي بينم خودش يه جورايي مي لنگه... اينطوري كه بنظر مياد تو نوبهارو از ياد بردي...بيشتر شبيه يه دروغه تا يه حرف دل... ساختن خزون توي دل ديگران كار آسونيه...به شرطي كه دل آدم از سنگ باشه... آدم چه روي آب بايسته چه برقصه بازم غرق ميشه...منتظرم...


7 پنام | سه شنبه، ۱۵ شهریور ۱۳۸۴، ۰۳:۰۶

با اينكه از بهار و خزان آفتابي كمابيش ، نوبرانه به يادگار ماند . آري ! مي شناسمش . مثل هر چه نيك


7 توکاي تنها | چهارشنبه، ۱۶ شهریور ۱۳۸۴، ۰۶:۰۶

هر جا رفتم دلم بيشتر گرفت .. مدتها بود نيومده بودم اينجا .... حس خوبي دارم .. ممنون ...


7 بهار | شنبه، ۱۹ شهریور ۱۳۸۴، ۰۱:۰۶

كجائي؟انگار زدي جاده خاكي؟


7 khcgd | دوشنبه، ۲۸ شهریور ۱۳۸۴، ۱۲:۰۶


اگه تو شباي سردت با خودت تنها مي شيني ...

من برات مي خونم از عشق تا كه فردا رو ببيني

اگه هم صداي اشكي،‌ واسه آرزوي بر باد

من برات مي خونم اي گل ... نو بهارو نبر از ياد ...


واييييييييييييييييييييي چقدر ناز بود....نازلي


7 nazli | سه شنبه، ۲۹ شهریور ۱۳۸۴، ۱۱:۰۶

سلام دوست خوبم.....اين عيد عزيز رو بهت تبريک ميگم.....موفق باشی....نازلی


7 Majid Z. | چهارشنبه، ۳۰ شهریور ۱۳۸۴، ۰۷:۰۶

زيبا بود.


7 محمود | دوشنبه، ۱۱ مهر ۱۳۸۴، ۰۷:۰۷

سلام دوست عزيزم
بعد از گذشت مدت چند ماه باز تصميم گرفتم ادامه بدم و
بنويسم چون اينطوری يکمی احساس سبکی ميکنم
اينبار اومدم با قدرتی بيشتر کار کنم .اولين مطلبم بسيار جالبه چون يه بحث بين منو يکی از دوستام که
نظر دوستم و خودم در مورد دين رو روی وبلاگ گذاشتم
حتما بهم سری بزن خوشحال ميشم. تا بعد
خدانگهدارت


ارسال نظر شما:



لطفا اطلاعات خود را به صورت فارسي وارد نماييد.  براي نظر دهي دادن ايميل ضروري است.

 
این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ که در یکشنبه ۳۰ مردادماه ۸۴ ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این وبلاگ هيچي بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ چه كنم ... است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.