هيچي

دوشنبه ۰۳ مردادماه ۸۴


- حيف از يه دونه دعا...ميتونستم واسه يه جوون گوني به دوش دعا کنم...شايد بيشتر از تو خدا رو ميشناخت...تو فرصتشو گرفتي....
- آخراي بازي بود که باختي.....
- اين داداش سوسولم بيشتر از تو پاي خدا وايساده ،
- حداقل هي ميگه هر چي خدا بخواد...ببينيم تا خدا چي ميخواد ، ‌
- از اون دردا که تو کشيدي اونم کشيده....پشت صورت خندونش...شباي گريه زياد ديده .... ولي هميشه  ميگه هر چي خدا بخواد.
- بايد معادلاتمو تغيير بدم.
-  اين دومين بار بود که ديدم آدما به آني عوض ميشن.
-  باورم نميشه......که توام؟!!؟؟
- يه بغض فرو خورده و سکو ت...سکوت....سکوت ....


پ.ن: من هم ....

نظرات ديگران درباره مطلب هيچي

7 شاهد | دوشنبه، ۰۳ مرداد ۱۳۸۴، ۰۴:۰۵

نوشتم كه ثبت شود: ما هم ...


7 غزال | دوشنبه، ۰۳ مرداد ۱۳۸۴، ۰۷:۰۵

خورشيد
به گاه فرو رفتن پرسيد:
((كيست كه بار مرا به دوش بگيرد؟))
چراغ گلي گفت:
((سرورم؛هر چه بتوانم خواهم كرد))...

چيزي كه هيچ وقت تمامي ندارد...ياد اوست...
پس تا مي تواني براي جوان گوني بر دوش...و يا جوانك امروزي دعا كن...
تو سعي خود را كرده اي...
پس هر چه بتوانيم خواهيم كرد...هرچه خدا بخواهد!!!...


7 بلفی | سه شنبه، ۰۴ مرداد ۱۳۸۴، ۰۶:۰۵

تو هم ...؟ آه ... من نمي دونستم آسمون گاهي سياه سياه مي شود ...


7 توکاي تنها | سه شنبه، ۰۴ مرداد ۱۳۸۴، ۱۱:۰۵

... من هم ...


7 بهار | چهارشنبه، ۰۵ مرداد ۱۳۸۴، ۱۱:۰۵

و گاه چقدر احساس سنگینی میکنم...دستانم از تازیانه های این روزگار خسته است...و چهره هزار رنگ آدمها ...کاش سلامهایمان تنها یک بهانه داشت...
ای ستاره ما سلاممان بهانه است ...


7 لیلا | یکشنبه، ۰۹ مرداد ۱۳۸۴، ۱۰:۰۵

قورتش بده! بدترين تلخيها را مي شود قورت داد فقط بايد مواظب بود بالا نيايد كه تلخ تر ميشود.


7 بهار | سه شنبه، ۱۱ مرداد ۱۳۸۴، ۰۵:۰۵

ببخشيد يك سئوال منظورتون از آي گل و بلبل چيه؟البته اگر فضولي نباشه من يك هفته است دارم فكر ميكنم اما به هيچ نتيجه ائي نرسيدم...


7 Traneh | جمعه، ۱۴ مرداد ۱۳۸۴، ۰۷:۰۵

سكوت... سكوت... بشكن... بشكن...


7 kebria | یکشنبه، ۱۶ مرداد ۱۳۸۴، ۰۶:۰۵

... هي فلاني زندگي شايد همين باشد...


7 ... | یکشنبه، ۱۶ مرداد ۱۳۸۴، ۱۰:۰۵

شب اول رجبه ها!!!
بازم هیچی؟!!؟
بخدا انقده خوبه...


7 پنام | پنجشنبه، ۲۰ مرداد ۱۳۸۴، ۱۲:۰۵

هيچ چيز آني تغيير نمي كند . عذر مي خواهم


7 غزال | شنبه، ۲۲ مرداد ۱۳۸۴، ۰۹:۰۵

سلام...
خيلي وقته بي خبر گذاشتيد رفتيد...
اميدوارم هر جا هستيد خوش باشيد...


7 Sahel | شنبه، ۲۲ مرداد ۱۳۸۴، ۱۰:۰۵

منو با خودت ببر .......


ارسال نظر شما:



لطفا اطلاعات خود را به صورت فارسي وارد نماييد.  براي نظر دهي دادن ايميل ضروري است.

 
این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ که در دوشنبه ۰۳ مردادماه ۸۴ ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این وبلاگ سكوتت را بشكن ... بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ نوبهارو نبر از ياد ... است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.