سلام...
مريم مادر عيسي است...و من خواستم با چنين شيوه اي از فاطمه بگويم...
باز در ماندم:...
خواستم بگويم:فاطمه دختر خديجه ي بزرگ است...ديدم كه فاطمه نيست...
خواستم بگويم كه:فاطمه دختر محمد است...ديدم كه فاطمه نيست...
خواستم بگويم كه فاطمه همسر علي است...ديدم كه فاطمه نيست...
نه...
اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست...
((فاطمه فاطمه است))...
كاش عاشقت نبودم.... همين....وبعد....
نوشته قبلي ام (بي عنوان) نقض! اين درستش است: خوشحالم كه عاشق تو هستم... و خواهم بود ... چه با بهانه و چه بي بهانه ... و سخت است بگويم كه ... چه باتو و چه بي تو......
سلام شاهد جان خوبي....مدت آشنايي ما خيلي كوتاهه...اما براي شناخت روح بزرگ تو كافيه....اما در مورد فاطمه....واقعا چه اظهار نظري مي تونيم بكنيم ....در حالي كه هيچكدوم بدرستي حقبقتش رو درك نكرديم...موفق باشي دوست من....نازلي
سلام . خيلي وقت بود كه به نظرم ميومد كه ديگه آپ نميكني / همينجوري اومدم تا اون عكس دلگير رو ببينم كه چند تا بچه تو تاريكي گرگ و ميش توي آب دريا ايستاده بودند و دست تكون ميدادند / و با كمال تعجب و خوشحالي ديدم كه هستي و گرمتر از قبل . خوشحال شدم . باشد كه منتقم بييايد و با ذولفقار حيدر حق را از خونخواران بستاند . آمين . سر بزني خوشحالم ميكني . تا درودي دوباره باي باي
سلام شاهد جان ...خوبي؟...برام با مهربوني نوشته بودي: ((قبل از رفتنت یه آرزو می کنم. بعد از برگشتنت بيا تا آرزوم رو بشنوی. يادت نره ها!! هميشه يادت باشه يه چندنفری برای برگشتنت دعا ميکنن و دستشون رو به آسمونه. يه چندنفری تا سقاخونه می بينن شمع روشن ميکنن و يه چند نفری برای کبوترای حرم دونه می پاشن. هميشه يادت باشه ...))..حالا اومدم دوباره اومدم سراغ همه مهربونيا...موفق باشي...نازلي