بر حاشيه برگ شقايق بنويسيد ...

یکشنبه ۲۹ خردادماه ۸۴


z.jpg

نظرات ديگران درباره مطلب بر حاشيه برگ شقايق بنويسيد ...

7 غزال | دوشنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۸۴، ۱۰:۰۳

سلام...
مريم مادر عيسي است...و من خواستم با چنين شيوه اي از فاطمه بگويم...
باز در ماندم:...
خواستم بگويم:فاطمه دختر خديجه ي بزرگ است...ديدم كه فاطمه نيست...
خواستم بگويم كه:فاطمه دختر محمد است...ديدم كه فاطمه نيست...
خواستم بگويم كه فاطمه همسر علي است...ديدم كه فاطمه نيست...
نه...
اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست...
((فاطمه فاطمه است))...


7 بلفی | سه شنبه، ۳۱ خرداد ۱۳۸۴، ۰۳:۰۳

نظري ندارم!


7 بلفی | سه شنبه، ۳۱ خرداد ۱۳۸۴، ۰۳:۰۳

مناسبتي داره نوشتن اين؟


7 بلفی | سه شنبه، ۳۱ خرداد ۱۳۸۴، ۰۴:۰۳

ببخشيد.تازه فهميدم.شهادت بود.


7 آنسوي تاريك ماه | جمعه، ۰۳ تیر ۱۳۸۴، ۰۸:۰۴

صديقه اي كه خلقت هستي ز هست اوست
چشم اميد خلق دو عالم بدست اوست
گر مدح وي بسوره كوثر خدا كند
ما هر چه گوييم ز وصفش شكست اوست


7 goldoone | دوشنبه، ۰۶ تیر ۱۳۸۴، ۱۱:۰۴

گل تاب فشار در و ديوار ندارد!


7 پنام | چهارشنبه، ۰۸ تیر ۱۳۸۴، ۰۹:۰۴

تا دريجه را با نيم چشمي اشك آلود تصوير كنم ، راه نيكويي باز نمايان مي شود


7 mojtaba | چهارشنبه، ۰۸ تیر ۱۳۸۴، ۱۲:۰۴

سلام . التماس دعا . شاد باشي و در سايه توجهات حضرت حق


7 پسر مهربون | جمعه، ۱۰ تیر ۱۳۸۴، ۰۲:۰۴

هزار سال كوچه ها پر ميشه از عطر ياس اما مكان اون گل مونده هنوز ناشناس


7 توکاي تنها | یکشنبه، ۱۲ تیر ۱۳۸۴، ۰۹:۰۴

...............


7 ستاره | دوشنبه، ۱۳ تیر ۱۳۸۴، ۰۷:۰۴

كاش عاشقت نبودم.... همين....وبعد....
نوشته قبلي ام (بي عنوان) نقض!‌ اين درستش است:‌ خوشحالم كه عاشق تو هستم... و خواهم بود ... چه با بهانه و چه بي بهانه ... و سخت است بگويم كه ... چه باتو و چه بي تو......


7 goldoone | چهارشنبه، ۱۵ تیر ۱۳۸۴، ۰۴:۰۴

دارم ميرم داداشي نمياي بدرقه


7 توکاي تنها | پنجشنبه، ۱۶ تیر ۱۳۸۴، ۰۲:۰۴

بي خيال !!!!!!!!!


7 nazli | پنجشنبه، ۱۶ تیر ۱۳۸۴، ۰۵:۰۴

سلام شاهد جان خوبي....مدت آشنايي ما خيلي كوتاهه...اما براي شناخت روح بزرگ تو كافيه....اما در مورد فاطمه....واقعا چه اظهار نظري مي تونيم بكنيم ....در حالي كه هيچكدوم بدرستي حقبقتش رو درك نكرديم...موفق باشي دوست من....نازلي


7 باحال | جمعه، ۱۷ تیر ۱۳۸۴، ۰۲:۰۴

سلام . خيلي وقت بود كه به نظرم ميومد كه ديگه آپ نميكني / همينجوري اومدم تا اون عكس دلگير رو ببينم كه چند تا بچه تو تاريكي گرگ و ميش توي آب دريا ايستاده بودند و دست تكون ميدادند / و با كمال تعجب و خوشحالي ديدم كه هستي و گرمتر از قبل . خوشحال شدم . باشد كه منتقم بييايد و با ذولفقار حيدر حق را از خونخواران بستاند . آمين . سر بزني خوشحالم ميكني . تا درودي دوباره باي باي


7 nazli | یکشنبه، ۱۹ تیر ۱۳۸۴، ۱۲:۰۴

سلام شاهد جان ...خوبي؟...برام با مهربوني نوشته بودي: ((قبل از رفتنت یه آرزو می کنم. بعد از برگشتنت بيا تا آرزوم رو بشنوی. يادت نره ها!! هميشه يادت باشه يه چندنفری برای برگشتنت دعا ميکنن و دستشون رو به آسمونه. يه چندنفری تا سقاخونه می بينن شمع روشن ميکنن و يه چند نفری برای کبوترای حرم دونه می پاشن. هميشه يادت باشه ...))..حالا اومدم دوباره اومدم سراغ همه مهربونيا...موفق باشي...نازلي


7 ELi | دوشنبه، ۲۰ تیر ۱۳۸۴، ۰۲:۰۴

سلام ... خيلي وقت بود به اينجا نيومده بودم ... چقدر عوض شده ... شهادت حضرت فاطمه (س) رو هم تسليت مي گم ...


7 kebria | دوشنبه، ۲۰ تیر ۱۳۸۴، ۰۹:۰۴

سلام. ما هستيم. نگو بي وفاست.


7 hosna | شنبه، ۲۵ تیر ۱۳۸۴، ۰۸:۰۴

اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست
فاطمه ففاطمه است


7 زهرا | پنجشنبه، ۳۰ تیر ۱۳۸۴، ۱۲:۰۴

سلام. ببخشيد دير اومدم .. نگاه من فقط به جمال اوست.. كاش مي دونستم دلاي اونا رو


ارسال نظر شما:



لطفا اطلاعات خود را به صورت فارسي وارد نماييد.  براي نظر دهي دادن ايميل ضروري است.

 
این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ که در یکشنبه ۲۹ خردادماه ۸۴ ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این وبلاگ در حال زيبا شدنم ... بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ سكوتت را بشكن ... است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.