شيرين تر از عسل ...

یکشنبه ۲۳ اسفندماه ۸۳


وقتي كه صبح از بستر بلند ميشوي،‌ يادت كه مي افتد شب را چگونه گذرانده اي، تمام وجود كه يك صدا مي شوي، نامش را كه مي بري ... به آسمان كه خيره ميشوي، لابلاي ابرها كه جستجويش مي كني، پيدايش كه ميكني، لبخند كه ميزني ... وقتي كه بي تابي كه ميكني، لبهايت را كه محكم نگه ميداري، چشمانت كه همچنان به آسمان است، به بهانه نور خورشيد كه اشك آلودشان ميكني، ملتمسانه كه صدايش مي زني و فكر مي كني كه نمي شنود ... وقتي كه به اطرافت توجه نداري، برايت مهم نيست كه كجا مي روي، چه قرار است انجام دهي، تمام فكرت كه به اوست... در دوقدمي ات كه او را نمي بيني ... بوي عطرش را كه حس نمي كني ... صداي مهربانش را كه نمي شنوي ... او تو را مي بيند ... صدايت را مي شنود ... چون او منتظر تو بوده است و تو نمي دانسته اي ... قلبت مي ايستد. زبانت بند مي آيد. خواب نيستي.... او همين جا پيش توست ... او به قولش وفا كرده است ... * پ.ن: ... عزيزم، ... مهربانم: بهترين هديه عمرم را مديون شما هستم ... با شما، هيچوقت تنها نيستم.

نظرات ديگران درباره مطلب شيرين تر از عسل ...

7 توکا | یکشنبه، ۲۳ اسفند ۱۳۸۳، ۰۲:۱۲

سلام ... انگار توي خونه تو هم بهار اومده ... صداي پاش كه مياد .. بوي عطرشم كه همه جا پراكنده شده ... ديگه چي مي خواي ؟؟ ... خدايا شكرت ... همين و بس !!!!! منم مي رم .. مي رم تا شايد بتونم دوباره جوونه بزنم .. بشكفم ... مي رم تا شايد اين پيله تنهايي رو پاره كردم ... شايد برگشتم ... شايد ... از همين حالا بهار مبارك !!!!


7 بهار | یکشنبه، ۲۳ اسفند ۱۳۸۳، ۰۳:۱۲

خوشحالم كه اين طور شده اي...ديدي بهار داره مياد:)


7 goldoone | یکشنبه، ۲۳ اسفند ۱۳۸۳، ۰۳:۱۲

آره که هست !
حتی دلش برات تنگ میشه و حتی ترش !
اگه یه روز نبینی شو یادت بره که هست غمگین میشه !


7 ترانه | یکشنبه، ۲۳ اسفند ۱۳۸۳، ۰۳:۱۲

گلدونه راست ميگه...
فاش مي گويم و از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم


7 setare | یکشنبه، ۲۳ اسفند ۱۳۸۳، ۱۱:۱۲

خیلی قشنگه..آرزو می کنم این احساس همیشگی باشه..


7 بلفي | دوشنبه، ۲۴ اسفند ۱۳۸۳، ۰۲:۱۲

خوشحالم...هميشه وقتي انتظار منفي از چيزي داريم و با يك نتيجه’ مثبت دور از ذهن،مواجه مي شويم،خيلي شيرين است.در آستانه’ سال نو، اين را به فال نيك ميگيرم.


7 مهراز | دوشنبه، ۲۴ اسفند ۱۳۸۳، ۰۸:۱۲

سلام... خوشحالم كه خوبي


7 کورش | دوشنبه، ۲۴ اسفند ۱۳۸۳، ۰۹:۱۲

سلام...ممنون که سر زدي..يه بار ديگه بيا و داستان عشق من رو هم بخون!
اگه دوست داشتي اي دي منو آدد کن که اپ ميکنم با خبر شي
اگه مايل به تبادل لينک بودي بگو...


7 goldoone | سه شنبه، ۲۵ اسفند ۱۳۸۳، ۰۹:۱۲

سلام سلام سلام ! بازم ميپرسي پشت در كي بود ؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!
چه خبر خوبي ؟
برات سبزه اوردم گذاشتم همين جا پشت در !
سال نوت مبارك !


7 shima | سه شنبه، ۲۵ اسفند ۱۳۸۳، ۱۲:۱۲

آخ گفتي...ديدي يه وقتي اصلا به فكرش نيستي..فكر ميكني اونم به فكرت نيست...بعد يهو يه اتفاقي..يه معجزه اي برات پيش مياد كه بهت بفهمونه چقدر دوستت داره...آخ كه چه مزه اي داره


7 shima | سه شنبه، ۲۵ اسفند ۱۳۸۳، ۱۲:۱۲

راستي شاهد من توي باك ميلم يه ايميل از طرف تو برام رسيده..مشكوك بود بازش نكردم..واقعا تو فرستاديش يا ويروسه


7 zahra | سه شنبه، ۲۵ اسفند ۱۳۸۳، ۱۲:۱۲

سلام همين الان دارم باهات حرف ميزنم جالبه نه هم اين جا هم اون جام.. لحظه ها رو با تو بودن.....


7 zahra | سه شنبه، ۲۵ اسفند ۱۳۸۳، ۱۲:۱۲

نه بابا انگاري فرستاده شد با كلي كلنجار دسته ؟آخر هم راهنمايي خودت


7 پنام | جمعه، ۲۸ اسفند ۱۳۸۳، ۰۱:۱۲

هميشه پيش از آنكه منتظرش باشي اتفاق مي افتد ( ماركز )


7 بلفي | جمعه، ۲۸ اسفند ۱۳۸۳، ۰۹:۱۲

سلام سال نو مبارك دوست من


ارسال نظر شما:



لطفا اطلاعات خود را به صورت فارسي وارد نماييد.  براي نظر دهي دادن ايميل ضروري است.

 
این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ که در یکشنبه ۲۳ اسفندماه ۸۳ ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این وبلاگ كنار درياي جنوب نشستم و گريستم ... بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ رفتنت را باور نيست ... است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.