يلداي ديدار*

سه شنبه ۰۱ دیماه ۸۳


شب يلدا را باور ندارم ... چه مي خواهي بگويي؟ بي ريشه ام؟ بي فرهنگ ام؟ سنت اجدادم را زير پا گذاشته ام؟ تجددگرا؟ مدرنيته؟ بي اصالت؟ ... چه مي خواهم بگويم؟ گوش كن: يلداي من آن شبي بود كه تا به صبح به انتظار آمدنت قطره قطره آب شدم و باريدم ... براي من هر شب، شب يلداست ... * به بهانه رسيدن شبي كه تنها چند لحظه از ديشبي بلندتر بود ... پ.ن: پر قصه تو شب بلند يلدا / پر گريه براي قصه فردا پر تشويش مث ابراي سياهي / پر ترديد مث موندن تو دوراهي

نظرات ديگران درباره مطلب يلداي ديدار*

7 مهراز | سه شنبه، ۰۱ دی ۱۳۸۳، ۰۷:۱۰

سلام... سلام .... و صد سلام


7 مهراز | سه شنبه، ۰۱ دی ۱۳۸۳، ۰۷:۱۰

«يلداي من آن شبي بود كه تا به صبح به انتظار آمدنت قطره قطره آب شدم و باريدم»... شاهد جان هنوز خيلي خوش شانسي كه مي توني انتظار بكشي ... واي از زماني كه توان منتظر بودن را هم از دست بدي... شب يلداي من يه همچين شبي بود


7 بهار | چهارشنبه، ۰۲ دی ۱۳۸۳، ۰۲:۱۰

در مورد قبول داشتنش چيزي نمي گم...فقط اينكه اينقدر كار داشتم كه يلدا رو يادم رفت و فال حافظ رو...البته مهم هم نيست:)


7 سارا | چهارشنبه، ۰۲ دی ۱۳۸۳، ۰۷:۱۰

اين نيز بگذرد.


7 فاطمه | چهارشنبه، ۰۲ دی ۱۳۸۳، ۰۸:۱۰

من فال حافظ هم نگرفتم ... به انتظار هيچ كس هم نماندم . خيالي نيست .


7 ترانه | پنجشنبه، ۰۳ دی ۱۳۸۳، ۰۶:۱۰

بر سر آنم كه گر ز دست بر آيد/ دست به كاري زنم كه غصه سر آيد
يلدا شبه ميلاد است ميلاد سپيدي و پاكي!
جشن يلدا پيام آور انست كه زمستان با تمام سرديش با جشن و شادماني آغاز و با نوروز پايان ميگيرد!
پس باور كنيم فصل سرد برف فصلي براي دلبستگي هاي گرممان است!
شاد باشي!


7 ghazal | جمعه، ۰۴ دی ۱۳۸۳، ۰۶:۱۰

اميدوارم شاديهايت به بلندي شب يلدا باشه


7 leila | جمعه، ۰۴ دی ۱۳۸۳، ۰۷:۱۰

سلام

شما داراي حس لطيف و شاعرانه اي هستيدو متون زيبا و خواندني را مينويسيد

اميدوارم همواره شاد وپيروز باشيد.


7 ني ني | شنبه، ۰۵ دی ۱۳۸۳، ۰۴:۱۰

درخت کوچک بي شاخسارم
به اميد چه نشسته اي هنوز را ؟
نسيم بهار ،
مدتهاست که نوازشهايش را ،
از اين باغچه دريغ کرده !
بادي هم اگر بود ،
همه اش سوز بيرحم پاييز بود
و سرماي زمستان .
بايد فکر ميکردي ،
که شايد روزي
اينچنين بر پيکر عريانت زخم ميزند ...
حالا
اينطور به آسمان چشم دوخته اي که چه ؟
انتظار بازگشت پرستوي ماندگارت ، داري
يا ماه را ؟
چشم فرو بند نهال زخم خورده ام .
ديگر نه پرستوي پر کشيده اي مي آيد ،
و نه ماهي ...
بهتر آنست که
به خواب هميشه روي .
اما صبر کن !
گفتم که بايد بخوابي ،
اما بي روياي درياهاي دور هم ؟!...


7 بلفي | شنبه، ۰۵ دی ۱۳۸۳، ۱۰:۱۰

سلام .چطورين؟ من برگشتم.ممنون براي پيغامتون. مطلب زيباييه.مثل هميشه زيبا و پر معنا. اما فكر كنم حتي شب يلدا هم بالاخره به صبح ميرسه. من هم مثل شما ازين شب يلداها زياد داشتم...خيلي زياد ...اما بالاخره تمام شد.


7 علی سعادت | یکشنبه، ۰۶ دی ۱۳۸۳، ۰۱:۱۰

اخبار گفته است امشب هوا سرد تر از همه شبهای پیش است و من میدانم دروغ میگوید ، آنشب هوا سرد تر از همه شبهای بعد و پیش بود آنشب که فراموش شدیم ، لای پارچه ی کتان سفید و روی ایوان یخ زده ی مرده شور خانه ، آنشب هوا سرد تر بود.


7 پسر مهربون | یکشنبه، ۰۶ دی ۱۳۸۳، ۰۴:۱۰

سلام به دوست خوب خودم شاهد عزيز....دلم برات تنگ شد.....پيشم نمياي؟


7 بانوي ايراني | یکشنبه، ۰۶ دی ۱۳۸۳، ۰۴:۱۰

سلام دوست عزيز...بالاخره اين شبهاي بلند و تلخ يلدا هم ميگذره و شبهاي شيرين و به يادماندني و عسلي يلدا ميرسه..........متنهاتون بسيار زيباست.


7 Leila | دوشنبه، ۰۷ دی ۱۳۸۳، ۱۱:۱۰

نوشته ی خیلی جالبی بود من هم به یلداها اعتقاد ندارم اما به بهانه ها برای شاد بودن و غم داشتن معتقدم.


7 مهراز | دوشنبه، ۰۷ دی ۱۳۸۳، ۱۱:۱۰

سلام ... من آپ كردم ... منتظر حضور گرمت هستم ... شاد باشي


7 goldoone | سه شنبه، ۰۸ دی ۱۳۸۳، ۰۲:۱۰

سلام سلام سلام
من و هنوز يادت هست ؟؟؟
يادت هست بار اول زير راه شيري ديدمت ؟


7 kebria | سه شنبه، ۰۸ دی ۱۳۸۳، ۰۳:۱۰

سلام اگر يلدا را نمي پايي چرا كنارم نشسته بودي و براي نوشتنش ثه سختي پلك مي زدي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
راستي از اين سبز ي جلبك زدم .
عوضش مي كني؟


7 بلفي | سه شنبه، ۰۸ دی ۱۳۸۳، ۰۶:۱۰

سلام شاهد جان.خيلي ممنون از پيامتون.هميشه به من لطف داريد. موفق باشيد.راستي آپديتم.


7 مهراز | سه شنبه، ۰۸ دی ۱۳۸۳، ۰۷:۱۰

سلام....و عشق صداي فاصله هاست* صداي فاصله هايي كه غرق ابهامند... شاد زي مهرافزا


7 pesarake tanha | چهارشنبه، ۰۹ دی ۱۳۸۳، ۰۹:۱۰

سلام عزيز ......با اين كه خيلي از شب يلدا گذشته ولي باز هم يلدا مبارك .......شادي هايتان به بلنداي امشب و غم هايتان به كوتاهي امروز باد ....


7 شيفته ي ستاره سحر | پنجشنبه، ۱۰ دی ۱۳۸۳، ۰۲:۱۰

سلام... و در آن يلدا ستاره را يافتم و شيفته و شيدايي آنم... جالب مي نويسي...


7 حجت | جمعه، ۱۱ دی ۱۳۸۳، ۰۸:۱۰

گفتم اين روي فرشتست عجب يا بشر است / گفت اين غير فرشتست و بشر هيچ مگو...


7 pegah&shahrzad | جمعه، ۱۱ دی ۱۳۸۳، ۰۸:۱۰

سلام: ممنونيم كه بهمون سر زدين و در ضمن خيلي زيبا بود در مورده شب يلدا موفق باشيد


7 فاطمه | جمعه، ۱۱ دی ۱۳۸۳، ۱۱:۱۰

هنوز يلداست و صبح نشده است هنوز . هنوز هم برف نمي آيد .


7 zahra | شنبه، ۱۲ دی ۱۳۸۳، ۰۳:۱۰

نفس بايد باشد با خوش دلان چون شمع بايد سوخت تا به صبح


ارسال نظر شما:



لطفا اطلاعات خود را به صورت فارسي وارد نماييد.  براي نظر دهي دادن ايميل ضروري است.

 
این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ که در سه شنبه ۰۱ دیماه ۸۳ ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این وبلاگ غروب بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ پدر عيد... است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.