پاييز چشم تو

سه شنبه ۱۹ آبانماه ۸۳


بعضی وقتها دلم مي گيرد. دلتنگ می شوم. آخر هميشه که آدم حالش خوب نيست. گاهگاهی نياز دارد به کمی دلتنگی و بيقراری. چرا؟ خوب چون دل من هم مثل دل دشت است. اگر بارانش نبارد کوير ميشود ديگر... امروز هم کمی دلتنگم. برای همه خاطره هايم که يکی يکی مثل حباب می ترکد و می میرد.... برای همه گلبرگهايی که يکی يکی از بين کتاب حافظ پدرم می افتد و زير پا خرد ميشود ... برای همه پيراهن هايی که دوستشان داشتم و يکی يکی برايم کوچک می شوند... من دارم بزرگ ميشوم. من دارم رشد ميکنم و... ای کاش که در پايان اين قدکشيدنم پاييز نگاه تو در کمينم نباشد... ساقه گلی نازک را چه تحمل به باد پاييزی فراق؟... پ.ن: زمن نگارم خبر ندارد، به حال زارم نظر ندارد / همه سیاهی همه تباهی، مگرشب ما سحر ندارد؟

نظرات ديگران درباره مطلب پاييز چشم تو

7 فاطمه | سه شنبه، ۱۹ آبان ۱۳۸۳، ۰۷:۰۸

چشم هاي من پاييز شده اند و باران مي آيد اينجا . اشك هايم هم ... ولش كن . چه فايده كه بگويم و بگويم و بشنوي و بشنوي و ... ؟!


7 mojtaba | سه شنبه، ۱۹ آبان ۱۳۸۳، ۰۷:۰۸

سلام . عاشقان را بگذاريد بنالند همه . مصلحت نيست اين زمزمه خاموش كنيد . موفق باشي و التماس دعا .


7 ghazal | سه شنبه، ۱۹ آبان ۱۳۸۳، ۱۰:۰۸

واقعا راست ميگيييييييييييييييييييييييي...منم همين جورم..بايد چيكار كنيم؟


7 بهار | چهارشنبه، ۲۰ آبان ۱۳۸۳، ۰۲:۰۸

درختي استوار باش تا زمستان هم نتواند تو را به زمين بزند...بزرگ تر كه شوي ديگر به اين پاييز ها عادت مي كني:)


7 khalepinedouz | چهارشنبه، ۲۰ آبان ۱۳۸۳، ۰۶:۰۸

يادت باشه كه بزرگ شدن به قد كشيدن نيست نبايد سايه هاي رنگي كودكيت يادت بره جاي كه ميشه فارغ از همه چيز نفس كشيد


7 ترانه | چهارشنبه، ۲۰ آبان ۱۳۸۳، ۰۹:۰۸

همين حافظ آرام و همدم تنهاييهامون ميگه:
غم زمانه كه هيچش كران نمي بينم /دواش جز مي ارغوان نميبينم!
حافظا چون غم و شادي جهان در گذر است/ بهتر آنست كه من خاطر خود خوش دارم


7 Leila | چهارشنبه، ۲۰ آبان ۱۳۸۳، ۱۰:۰۸

حساس شدي نازنين و قابل درك است دل قوي دار... ميگذرد گرچه سخت.


7 سارا | چهارشنبه، ۲۰ آبان ۱۳۸۳، ۱۰:۰۸

امان از دلتنگي.


7 مهراز | پنجشنبه، ۲۱ آبان ۱۳۸۳، ۰۷:۰۸

زندگي يعني : يك سار پريد


7 ترانه | پنجشنبه، ۲۱ آبان ۱۳۸۳، ۱۱:۰۸

مي دوني شاهد عزيز!
زندگي يعني يكي بود يكي نبود!
.....
قصه ما به سر رسيد كلاغه به خونش نرسيد!


7 mahsa | پنجشنبه، ۲۱ آبان ۱۳۸۳، ۱۲:۰۸

?????? ??? ??????/????? ?? ?????


7 توکا | جمعه، ۲۲ آبان ۱۳۸۳، ۰۲:۰۸

می دونی ! انگار تو ته ته دلم منی ! همیشه حرفاتو از اون ته می نویسی .... چی بگم دیگه ...


7 azerakhsh | جمعه، ۲۲ آبان ۱۳۸۳، ۰۷:۰۸

سلام ...!!!!


7 فاطمه | شنبه، ۲۳ آبان ۱۳۸۳، ۰۳:۰۸

واي من دارم مي ميرم . بيرون باران مي آيد و صداي من در نمي آيد . يادت هست مي گفتي ماه رمضان اولش باران مي آيد ، وسطش باران مي آيد و آخرش هم ... راست مي گفتي . الان هم دارد باران مي آيد . شاهد دارد باران مي آيد . " گريه كنم يا نكنم قصه به انتها رسيد ... "


7 مهراز | شنبه، ۲۳ آبان ۱۳۸۳، ۰۷:۰۸

عيد آمد و عيد آمد وان عيد سعيد آمد* برخيز و دهل مي زن كان ماه پديد آمد.... فرا رسيدن عيد بزرگ را به شما و خانواده محترمتون تبريك مي گم.... اميدوارم روزي پر از خير و بركت به عبارتي يك عيد واقعي پيش روي داشته باشيد... دريايي باشيد


7 شيما | شنبه، ۲۳ آبان ۱۳۸۳، ۰۸:۰۸

عيدت مبارك


7 پسر مهربون | یکشنبه، ۲۴ آبان ۱۳۸۳، ۰۴:۰۸

به هنگام سختي مشو نا اميد كه ابر سيه بارد آبي سپيد


ارسال نظر شما:



لطفا اطلاعات خود را به صورت فارسي وارد نماييد.  براي نظر دهي دادن ايميل ضروري است.

 
این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ که در سه شنبه ۱۹ آبانماه ۸۳ ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این وبلاگ عشق بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ مرغ عشق سبز برادرم ... است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.