با توام اي سهراب ...

چهارشنبه ۱۳ آبانماه ۸۳


با توام اي سهراب .... اي به پاكي چون آب ... يادته گفتي به من... تا شقايق زنده است زندگي بايد كرد؟ نيستي سهراب ببيني كه شقايق هم مرد... ديگه با چي كسي رو دلخوش كرد؟ يادته گفتي به من... اومدي سراغ من نرم و آهسته بيا؟ كه مبادا تركي برداره چيني نازكي تنهايي تو...اومدم آهسته...نرم تر از يك پر قو...خسته از دوري راه ... خسته و چشم به راه... يادته گفتي به من عاشقي يعني دچار؟ فكر كنم شدم دچار... تو خودت گفتي چه تنهاس ماهي اگه دچار دريا باشه ... ... آره تنها باشه .... يار غمها باشه ... يادته مي گفتي گاهگاهي قفسي ميسازم؟ مي فروشم به شما؟ تا به آواز شقايق كه در آن زنداني است دل تنهايي تان تازه شود؟ ديگه حتي اون شقايق، اسير قفسه ... سهراب ... سائل يك نفسه ... نيست كه تازگي بده به دل تنهايي من ... پس كجاس اون قفس شقايقت ... منو با خودت ببر به قايقت ... قايقي بايد ساخت ... ساختي سهراب؟... راست مي گفتي! ‌كاش مردم دانه هاي دلشان پيدا بود ... آره ... كاشكي دلشون شيدا بود ... من به دنبال يه چيز بهترين ام سهراب... تو خودت گفتي به من ... بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه عشق،‌ تر است... پ.ن: يا مولا ... دلم تنگ اومده ... شيشه دلم اي مولا ... زير سنگ اومده ...

نظرات ديگران درباره مطلب با توام اي سهراب ...

7 ghazal | چهارشنبه، ۱۳ آبان ۱۳۸۳، ۱۰:۰۸

مينويسم رو تقويم زمستون..دل شكستم از روزهاي بيرحم...


7 shima | چهارشنبه، ۱۳ آبان ۱۳۸۳، ۱۰:۰۸

سلام///قشنگ بود.و پ.ن.از اون هم قشنگ تر(باور ميكني هر چي فكر ميكنم يادم نمياد پ.ن مخفف چي بود؟!همين الان سر زبونم بود!)


7 zahra | پنجشنبه، ۱۴ آبان ۱۳۸۳، ۰۴:۰۸

سلام خوب به من سر ميزني خووووووووووووب........
خوب سايت من هم جاي تو خالي است


7 نرگس | پنجشنبه، ۱۴ آبان ۱۳۸۳، ۰۵:۰۸

سلام خيلي وقت بود نيومده بودم ....واقعا مهشره اينجا من ديگه روم نميشه اسم وبلاگمو بيارم


7 setareh | پنجشنبه، ۱۴ آبان ۱۳۸۳، ۰۵:۰۸

غزل واره من دستان عاشق تو بود....و تو هم عشقت را از من دريغ كردي...و كسي صدا زد سهراب ...بايد بروم بايد ميرفتم...بايد امشب جمداني كه به اندازه من جا دارد بردارم و بروم..بايد امشب بروم و نه تو و نه ديكر كسي مرا صدا خواهد كرد.ميروم poshte هيجستان تا هيج تر از امروزم شوم...من بايد بروم و تو هم غشقت را از من دريغ مي كني....


7 فاطمه | پنجشنبه، ۱۴ آبان ۱۳۸۳، ۰۶:۰۸

حرف هايت را مي شناسم . حرف هايت از جنس دلتنگي هاي من است . خسته ام و صدايي توي اين كوچه پس كوچه ها نيست . من از دل و دلتنگي مي گويم و كسي از دلتنگي ام نمي شنود . منتظر صداي خدا هستم . فريدون مشيري مي گويد : " از خدا چرا صدا نمي رسد ... ؟! " خسته ام . دلم هم .


7 مهراز | پنجشنبه، ۱۴ آبان ۱۳۸۳، ۰۸:۰۸

سهراب يادته مي گفتي : من به اندازه يك ابردلم مي گيرد وقتي از پنجره مي بينم حوري، دختر بالغه همسايه پاي ناب ترين نارون روي زمين فقه مي خواند.... سهراب به شقايق سوگند ، من به اندازه اين ابر(ابر چيمه رود) دلم مي گيرد وقتي مي بينم شاهد، پسر روشن نور پاي ناب ترين حس زمين از غم مي گويد


7 مهراز | پنجشنبه، ۱۴ آبان ۱۳۸۳، ۱۰:۰۸

شهادت علي اين يگانه هستي را به شما تسليت مي گويم ...اميدوارم خدا ياري كند تا از شيعيان واقعي آن حضرت باشيم.


7 توکا | جمعه، ۱۵ آبان ۱۳۸۳، ۰۴:۰۸

چرا گرفته دلت ؟ مثل آنكه تنهايي .. چقدر هم تنها ... خيال مي كنم دچار آن رگ پنهان رنگها هستي .. دچار يعني ... "عاشق " . فكر كن كه چه تنهاست اگر كه ماهي كوچك دچار آبي درياي بيكران باشد .. چه فكر نازك غمناكي ...


7 مریم | جمعه، ۱۵ آبان ۱۳۸۳، ۰۷:۰۸

کتابی / خلوتی/شعری/سکوتی... مرا مستی و سکر زندگانی است ... چه غم گر در بهشت ره ندارم ... که در قلبم بهشتی جاودانی است.


7 سارا | شنبه، ۱۶ آبان ۱۳۸۳، ۰۳:۰۸

دلي شكسته داري اي دوست.سهراب شاعري از جنس نور و تصويراست.پس راست مي گفت،ماه بالاي سر تنهايي است.


7 فاطمه | شنبه، ۱۶ آبان ۱۳۸۳، ۰۶:۰۸

مي دانم ديگر در اين غروب هاي دلگير نمي خواني : زيبا ... هواي حوصله ابري است ... كمي صبور باش . هرچند ، بي دليل مي گويم . تو صبر را زندگي كرده اي . در اين غروب ها وقتي ... اما هميشه ورد زبان من اين است : صبر ، صبر ، صبر ... فقط صبر است كه مرا سرپا نگه داشته ... در تمام اين سال هاي دلتنگي . صبر را زندگي كن . يك وقت نگويي : " برو بابا دلت خوش است . " نگو . من حرف هايت را مي شناسم ... باور كن ...


7 goldoone | سه شنبه، ۱۹ آبان ۱۳۸۳، ۰۴:۰۸

سلام سهراب !
سلام شاهد !
حس مي كنم اينجا غريبم انگار هزار سال پاي حرفاي دلت نشستم !


7 zahra | سه شنبه، ۱۹ آبان ۱۳۸۳، ۱۰:۰۸

سلام....آن جائي كه فاصله من و تو تنها يك نفساست....شاد و زنده باشي.........


ارسال نظر شما:



لطفا اطلاعات خود را به صورت فارسي وارد نماييد.  براي نظر دهي دادن ايميل ضروري است.

 
این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ که در چهارشنبه ۱۳ آبانماه ۸۳ ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این وبلاگ عاشقانه ترين بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ عشق است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.