امشب ضيافتي برپاست اينجا ... همه هستند ... خوب و بد ... در كنارهم ... نشسته ايم وگپ ميزنيم ... همه خندانند جز .... امشب ضيافتي برپاست اينجا ... همه هستند ... خوب و بد ... تو هم هستي .... تو .... نشسته ام و نگاه ميكنم به ساعتي كه بالاي سرم چسبيده ... بايست! خواهش مي كنم .... امشب ضيافتي برپاست اينجا .... و فردا ... تو ديگر نيستي شايد.... پ.ن: جام مي و خون دل هريك به كسي دادند * در دايره قسمت اوضاع چنين باشد در كار گلاب و گل حكم ازلي اين بود * كاين شاهد بازاري وان پرده نشين باشد...