اگر يك تن و تنها

چهارشنبه ۱۵ مهرماه ۸۳


اگر يك تن و تنها يك تن براي بود و وجود به تو و تنها به تو نياز داشته باشد همين ارزش نجات بخشي به زندگيت مي دهد. نجات دهنده نجات مي يابد. بهانه ها جاي حس عاشقانه را خوب مي گيرند. اين راما بهتر از ديگران مي دانيم. تا چند ساعت قبل آهنگ هر حرفم زندگي بود، اما دريغ. امروز كه بي توام با توام. گفتم: كه دلم ، گفت: چه در دل داري؟ گفتم: غم تو، گفت: نگاهش مي دار.

نظرات ديگران درباره مطلب اگر يك تن و تنها

7 شاهد | چهارشنبه، ۱۵ مهر ۱۳۸۳، ۰۹:۰۷

بودنت .... ماندنت ... و لمس حضور تو در تنها جايي كه فاصله مان يك نفس است، گنجي است كه فرهاد و مجنون هم نداشتند .... بمان در چيمه رود... بمان...


7 سارا | چهارشنبه، ۱۵ مهر ۱۳۸۳، ۱۱:۰۷

احمد شاملو ع-ش-ق را چنین معنی کرده:نخست/دیر زمانی در او نگریستم/چندان که چون نظر از وی باز گرفتم/در پیرامون من/همه چیز/به هیات او درآمده بود/آن گاه دانستم که مرا دیگر/از او/گریز نیست.موفق باشی.


7 بلفي | شنبه، ۱۸ مهر ۱۳۸۳، ۱۱:۰۷

غم او اگر چه تلخ است،اگر چه به سان اسارت مي ماند...اما چه چيزي شيرينتر از قفسي كه معشوق و من در آن باشيم؟ تا آخر آخر دنيا. فقط من و او... آن موقع غمخوار شدن مثل نفس كشيدن براي من است. غم او،غذاي روحم است.از من آن را دريغ نكنيد...


ارسال نظر شما:



لطفا اطلاعات خود را به صورت فارسي وارد نماييد.  براي نظر دهي دادن ايميل ضروري است.

 
این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ که در چهارشنبه ۱۵ مهرماه ۸۳ ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این وبلاگ سختي تحمل ناپذير بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ بي عنوان است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.