بدون شرح

دوشنبه ۰۶ مهرماه ۸۳


123.jpg

نظرات ديگران درباره مطلب بدون شرح

7 ghazal | دوشنبه، ۰۶ مهر ۱۳۸۳، ۰۳:۰۷

شاهد جان چرا ديگه نيومدي باهم حرف بزنيم؟..هر كس به طريقي دل ما ميشكند..بيگانه جدا دوست جدا ميشكند..بيگانه اگر ميشكند حرفي نيست..از دوست بپرسيد چرا ميشكند..منتظرتم


7 Leila | دوشنبه، ۰۶ مهر ۱۳۸۳، ۰۴:۰۷

آخي الهي ... چقدر خوشگله اين عكس ... واي خدا ! غش كردم براش.


7 goldoone | دوشنبه، ۰۶ مهر ۱۳۸۳، ۰۸:۰۷

چي شده پسر اسمون ؟؟
اخماتو باز كن


7 goldoone | دوشنبه، ۰۶ مهر ۱۳۸۳، ۰۸:۰۷

جاي حرفات خيلي خاليه
بهم سر بزن


7 مشهود | سه شنبه، ۰۷ مهر ۱۳۸۳، ۰۷:۰۷

برق چشمان را مي داني چيست؟ من عاشق ديدن برق شادي در چشمان دوستانم هستم. هيچ كس لياقت دلتنگيهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث دلتنگي ات نمي شود ( با تمام سعي خودش) . فراموش نكن هميشه كسي هست كه عاشف لبخندت باشد.


7 شادی | سه شنبه، ۰۷ مهر ۱۳۸۳، ۰۸:۰۷

نا امید نباش سعی کن تو اون از راه بدر کنی غم و غصه رو می گم. پرسيد : بخاطر کي زنده هستي ؟
با اينکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم و بگم " بخاطر تو "
بهش گفتم : " بخاطر هيچکس "
پرسيد پس به خاطر چي زنده هستي ؟
با اينکه دلم داد مي زد " بخاطر دل تو "
با يه بقض غمگين گفتم " بخاطر هيچکس "
ازش پرسيدم تو بخاط چي زنده هستي ؟
در حالي که اشک تو چشماش جمع شده بود گفت : بخاطر کسي که بخاطر هيچ زنده است موفق باشی


7 azerakhsh | چهارشنبه، ۰۸ مهر ۱۳۸۳، ۰۵:۰۷

وقتي نمي فهمم چرا غمگيني ... غمگين مي شم !!! ولي حتم دارم تو شادي مثل هميشه !!


7 پدر(نم نم) | چهارشنبه، ۰۸ مهر ۱۳۸۳، ۰۵:۰۷

:(


7 مهراز | چهارشنبه، ۰۸ مهر ۱۳۸۳، ۰۷:۰۷

ماماني چقدر دلم تنگه اين لحظه بود كه سرمو بذارم روي شو نه هات و آروم بگيرم


7 bahal | چهارشنبه، ۰۸ مهر ۱۳۸۳، ۰۷:۰۷

سلام
نبينم ناراحت باشي تو كه هميشه يه دنيا اميد بودي با اينكه من خودم هميشه ناراحت و گرفته هستم ولي دوست ندارم كسي رو ناراحت ببينم (اينم از غرورمه ) اميدوارم آسمون چشمات بدون ابر و هميشه مخمري باشه تا دوردي دوباره باي باي قديما يه سر به من ميزدي !!!


7 پسري از جنس باران | پنجشنبه، ۰۹ مهر ۱۳۸۳، ۰۴:۰۷

سلام دوست دارم با اون اشك باروني تبادل لينك كنم حاضري


7 فاطمه | پنجشنبه، ۰۹ مهر ۱۳۸۳، ۰۴:۰۷

زيرا كه يكي از دريچه ها بسته است ...
راستي ، اين كوچولو منو بيچاره كرد . از كجا اومده ؟ از خونه ي فرشته ها ؟


7 ياسمين | پنجشنبه، ۰۹ مهر ۱۳۸۳، ۰۵:۰۷

ما چون دو دريچه روبروي هم...آگاه ز هر بگومگوي هم...هر روز سلام و پرسش و خنده...هر روز قرار روز آينده...عمر آينه بهشت اما آه...همچون شب و روز تير و دي كوتاه...نه مهر فسون نه ماه جادو كرد...نفرين به سفر كه هر چه كرد او كرد...اكنون دل من شكسته و خسته است...زيرا يكي از دريچه ها بسته است..........بي نظيره!!!!!!!!!!!!!!!


7 نرگس | پنجشنبه، ۰۹ مهر ۱۳۸۳، ۰۹:۰۷

واي خداي من گونه هاشو نگاه كن اون چشماي نازشو...فكر كنم ازدست شاهد دلش شيكسته...حتما شاهد ديگه به وبلاگش سرنزده...


7 zahra | پنجشنبه، ۰۹ مهر ۱۳۸۳، ۱۱:۰۷

سلام . خوشحالم به اين وبلاگ اومدم . خيلي جالب بود. به من هم سري بزنيد با راهنماي شما خوشحالم ميكنيد كه شايد وب من هم تميز شود.


7 نیما(آذرخش سرخ) | جمعه، ۱۰ مهر ۱۳۸۳، ۰۳:۰۷

سلام. چیمه رود ... ! اگه حتی بین ما فاصله یک نفسه نفس منو بگیر/ برای یکی شدن اگه مرگ من بسه نفس منو بگیر. ما همگی مسافریم. سفر سلامت.


7 * | جمعه، ۱۰ مهر ۱۳۸۳، ۰۸:۰۷

و اكنون دل من شكسته و خسته است و حتي وسعت باران نفسهايم نهايت غربت دلم را نمي بيند .....


7 goldoone | جمعه، ۱۰ مهر ۱۳۸۳، ۰۸:۰۷

عيدت مبارك پاشه اين صورت اخمو رو عوض كن اگه بياد ببينه روز تولدش اخم كردي حا جت روا نمي شي ها !


7 jalall | چهارشنبه، ۱۵ مهر ۱۳۸۳، ۱۱:۰۷

سلام خسته نباشي اميدوارم كه دلت خسته نشده باشه باز هم به من سر بزن


ارسال نظر شما:



لطفا اطلاعات خود را به صورت فارسي وارد نماييد.  براي نظر دهي دادن ايميل ضروري است.

 
این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ که در دوشنبه ۰۶ مهرماه ۸۳ ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این وبلاگ مسافر بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ اولينش براي تو ... است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.