تو مال من نيستي ...

دوشنبه ۰۲ شهریورماه ۸۳


سلام. مي خواستم بگويم عاشقت نيستم. ديشب كه به خوابم آمدي ديدمت دست در دست يكي ديگر. از همان ديشب ديگر عاشقت نيستم. نمي دانم از اينكه تو را با ديگري ديدم حسوديم شد يا اينكه تو را با خودم نديدم. اما چه فرقي دارد ديگر تو مال من نيستي.... بعضي روزها مي نشينم و فكر مي كنم. فكر مي كنم كه مي شود در روز هم كابوس ديد. حتي مي شود در بيداري هم كابوس ديد. اينكه من فرصت پيدا نكنم تا با تو بمانم خودش يك كابوس است. آن هم كه تو را با ديگري ديدم يك كابوس است. بعضي وقتها با خودم مي گويم اين همان است كه كه تورا خوشبخت مي كند. آيا تو هم همين عقيده را داشتي؟ پس چرا با ديگري رفتي؟ مي خواستم بگويم تو مال من نيستي. اين را وقتي فهميدم كه ديشب تا به صبح نخوابيدم.

نظرات ديگران درباره مطلب تو مال من نيستي ...

7 الهه | دوشنبه، ۰۲ شهریور ۱۳۸۳، ۰۸:۰۶

بعد از اين دست من وزلف چو زنجير نگار...
چند وچند از پی کام دل ديوانه روم...
گر از اين منزل ويران به سوی خانه روم...
دگر آن جا که روم عاقل وفرزانه روم...
زين سفر گر به سلامت به وطن باز رسم...
نذر کردم که هم از راه به ميخانه روم ...
تابگويم که چه کشفم شد از اين سير وسلوک...
به در صومعه بابربط و پيمانه روم...
آشنايان ره عشق گرم خون بخورند...
ناکسم گر به شکايت سوی بيگانه روم...
گر ببينم خم ابروی چو محرابش باز...
سجده شکر کنم وز پی شکرانه روم...///
موفق باشی...


7 mehdi | سه شنبه، ۰۳ شهریور ۱۳۸۳، ۰۱:۰۶

ديگر خسته ام كرده اي براي داشتنت هر كاري كه گفتي كردم ولي حالا ديگه خسته شدم چون داشتنت خيلي سخت تر از نداشتنته


7 ghazal | سه شنبه، ۰۳ شهریور ۱۳۸۳، ۰۳:۰۶

خيلي با احساسي خوشحالم كردي كه به من سرزدي موفق باشي


7 آرمين | سه شنبه، ۰۳ شهریور ۱۳۸۳، ۰۸:۰۶

باسلام
ممنون كه بهم سرزدي موفق باشي
آرمين


7 bitab | سه شنبه، ۰۳ شهریور ۱۳۸۳، ۰۹:۰۶

مي گويند رويايت را فراموش كن ، و معنايش اينست كه خودت را ...!!
مي گويم : بدون رويا مرده ام ، و منظورم بدون خداست !!!
هي !! دركم مي كنيد ...؟؟


7 همایون عبقری | سه شنبه، ۰۳ شهریور ۱۳۸۳، ۰۹:۰۶

متشکرم که به من سر زدید. وبلاگ قشنگی دارید.


7 goldoone | سه شنبه، ۰۳ شهریور ۱۳۸۳، ۰۹:۰۶

توي روزم ميشه كابوس ديد اما كابوسو رها كن تو اهن ربايي اون رفت چون اهن تو نبود!


7 eli | سه شنبه، ۰۳ شهریور ۱۳۸۳، ۰۹:۰۶

نوشته هات جالب اند و دلنشين!ممنون كه بهم سر زدي بازم از اين كارا بكن . خوشحال مي شم.


7 shima | سه شنبه، ۰۳ شهریور ۱۳۸۳، ۱۰:۰۶

مشكل همه ما همين جاست.عشق كه تملك نيست.تو هيچ وقت نميتوني مالك عشقت بشي//راستي بلاگ قشنگي داري،و ممنون كه تو هم ياد فرهاد رو زنده نگه ميداري


7 reza | سه شنبه، ۰۳ شهریور ۱۳۸۳، ۱۰:۰۶

من خواستار جام مي از دست دلبرم
اين راز با كه گويم اين درد كجا برم


7 sepideh | سه شنبه، ۰۳ شهریور ۱۳۸۳، ۱۱:۰۶

سلام عزيز...خوبيييييي؟خيلي ممنون كه بهم سر زدي...سايت فوقالعاده اي داري...تبريك ميگم...خيلي خوشحالم كه يه دوست با روحيات تو پيدا كردم...ولي عزيز جونم با يك خواب نمي شه عشق رو معنا كرد...اگه اپ كردي خبرم كن نازنينم...سپيده


7 شیما | سه شنبه، ۰۳ شهریور ۱۳۸۳، ۱۲:۰۶

سلام ممنون که به ما سر زدی خیلی خوبه که اینقدر قشنگ با جملات زیبا حرفای دلتون رو مینویسید خیلی خوشم اومد همیشه به ما سر بزنین مرسی


7 مهراز | چهارشنبه، ۰۴ شهریور ۱۳۸۳، ۰۱:۰۶

كاش يه دل داشتيم كه با اين چيزها پر و خالي نشه


7 مهراز | چهارشنبه، ۰۴ شهریور ۱۳۸۳، ۰۱:۰۶

از اينكه بهم لينك دادي هم ممنون الان ديدم اجازه مي دي من هم به وبلاگ لينك بدم؟


7 masoud | چهارشنبه، ۰۴ شهریور ۱۳۸۳، ۰۱:۰۶

سلام
ممنون كه سر زدي اولين و فكر كنم بهترين هستي
موفق و سر بلند باشي
راستي از قلمت هم خوشم اومد


7 sima | چهارشنبه، ۰۴ شهریور ۱۳۸۳، ۰۳:۰۶

سلام دوست عزيزم :اين رو بدون هر كي دلش از عشقش بشكنه بازم عاشقه .منم يه عاشق شكست خورده ام منو تنها نذار


7 محمود | چهارشنبه، ۰۴ شهریور ۱۳۸۳، ۰۵:۰۶

از چه موقع عاشق بودی؟ برای چه بودی؟


7 sara | چهارشنبه، ۰۴ شهریور ۱۳۸۳، ۰۶:۰۶

هر چه می خواهد دل تنگت بگو .مرسي .باي


7 ليلا | چهارشنبه، ۰۴ شهریور ۱۳۸۳، ۱۱:۰۶

تعبيرت از حسودي جالب بود


7 MEHRAN | چهارشنبه، ۰۴ شهریور ۱۳۸۳، ۱۲:۰۶

KHOSH BASHI AZIZZZAM . BE WEBLOGAM SAR BEZAN


7 MEHRAN | چهارشنبه، ۰۴ شهریور ۱۳۸۳، ۱۲:۰۶

سلام عزيزم !
به وبلاگم سري بزن . خوشحال ميشم .


7 منصور | پنجشنبه، ۱۲ شهریور ۱۳۸۳، ۰۶:۰۶

سلام. واقعا عالی است. مرسی به ما هم سر زدید. راستی من لینک شما را اضافه کردم .هیچ منتی هم نیست اگر خواستید اضافه کنید. التماس دعا. پاینده و چیروز باشید.باز هم به ما سر بزنید.


ارسال نظر شما:



لطفا اطلاعات خود را به صورت فارسي وارد نماييد.  براي نظر دهي دادن ايميل ضروري است.

 
این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ که در دوشنبه ۰۲ شهریورماه ۸۳ ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این وبلاگ كسي مي گفت. بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ اين يك فاجعه است ... است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.