« شهریور 1385 | صفحه اصلی | آبان 1385 »

مهر 1385 آرشیو

19 مهر 1385

خداحافظ

خداحافظ ...!
خداحافظ پردهْ‌نشين محفوظِ گريه‌ها
خداحافظ عزيزِ بوسه‌های معصومِ هفت‌سالگی
خداحافظ گُلم، خوبم، خواهرم
خلاصه‌ی هر چه همين هوای هميشه‌ی عصمت!
خداحافظ ... ای خواهر بی‌دليل رفتن‌ها
خداحافظ ...!
حالا ديدارِ ما به نمی‌دانم آن کجای فراموشی
ديدار ما اصلا به همان حوالی هر چه باداباد
ديدار ما و ديدارِ ديگرانی که ما را نديده‌اند.
پس با هر کسی از کسان من از اين ترانه‌ی محرمانه سخن مگوی
نمی‌خواهم آزردگانِ ساده‌ی بی‌شام و بی‌چراغ
از اندوهِ اوقات ما با خبر شوند!
قرارِ ما از همان ابتدای علاقه پيدا بود
قرارِ ما به سينه‌سپردن دريا و ترانه تشنگی نبود
پس بی‌جهت بهانه مياور
که راه دور و
خانه‌ی ما يکی مانده به آخر دنياست!
نه، ...
ديگر فراقی نيست
حالا بگذار باد بيايد
بگذار از قرائت محرمانه‌ی نامه‌ها و روياهامان شاعر شويم
ديدار ما و ديدار ديگرانی که ما را نديده‌اند
ديدار ما به همان ساعتِ معلوم دلنشين
تا ديگر آدمی از يک وداع ساده نگريد
تا چراغ و شب و اشاره بدانند که ديگر ملالی نيست!
حالا می‌دانم سلام مرا به اهلِ هوایِ هميشه‌ی عصمت خواهی رساند.
يادت نرود گُلم
به جای من از صميم همين زندگی
سرا رویِ چشمْ به راه ماندگانِ مرا ببوس!
ديگر سفارشی نيست
تنها، جانِ تو و جانِ پرندگان پربسته‌ئی که دی ماه به ايوانِ خانه می‌آيند
خداحافظ!

23 مهر 1385

جستجو ...

"... حال ديگر تنهايم. مي تواني بيايي. مشتاق تر از هميشه بر پنجره ماه چشم دوخته ام. خيالي نيست اگر كمي احساس غربت مي كني! چه ميزبانت هم دست كمي از تو ندارد. آخر او هم اينجا غريب است ... مي تواني بيايي و دوتايي با هم به پشت آن كوه ها سفر كنيم. آنجا كودكاني را ديده ام كه حرفشان بوي صداقت و پاكي ميداد. مرداني را ديده ام كه نگاهشان طعم غيرت و ايستادگي داشت. زناني كه خشم طبيعت را به مهر خويش مقهور كرده اند و سنگ قبري سرد را ديده ام كه نشان از فرصتي سوخته بود ... و خود را ديدم كه آسيمه سر پي رخ كشيده اي، گم كرده اي ... آمده بودم كه بيابمش و بسرايمش همه سكوت خودم را و چه دريغا كه در ميان گردباد پاييزي، تصوير مه گرفته اش را نيز از كف دادم... حال ديگر تنهايم و خالي از خواستن ... خالي از بودن ... خالي از شدن ...

مي تواني بيايي و اين بار رهاتر از هر وقت ديگر با هم به پشت آن كوه برويم... برويم و بمانيم و ... مرا با خود مي بري؟... با تو هستم ...بيا ... "

پ.ن: به همين سادگي ها هم نيست ... غم سنگيني است در سالگرد مرگ خود دوباره مردن! ... و من آن زمان كه زنده بودم گاهي صبر مي كردم ...

درباره مهر 1385

این صفحه حاوی تمام نوشته هایی که به هبوط در مهر 1385 ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.

آرشیو قبلی شهریور 1385 می باشد.

آرشیو بعدی آبان 1385 است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.