« اردیبهشت 1384 | صفحه اصلی | تیر 1384 »

خرداد 1384 آرشیو

5 خرداد 1384

رقص عشق

... چه مي گفتم؟ هان. يادم آمد. داشتم از درخت پير بوستان روبروي خانمان مي گفتم. پيرترين درخت سال ... همین سال پیش بود. با طوفانی قامتش خم شد.دلي گهواره عشقي به من می گفت: به تو ثابت میکنم که عشق یعنی چه. می گفت: آرزوهای ترانه ام را به گور ابدی شعرهای ناتمام خواهم برد ... میپرسیدمش: به کدامین پرواز پرنده عاشقی که نگاهت را از آسمان بر نمی داری؟ پاسخم می داد: دل گهواره عشق است، جای من اینجا نیست، این زمینی که مرا بیهوده به آن بسته اند... خاطرم هست که روز قبل از عروجش آسمان محله مان پر شد از پرندگان، می خندید و می چرخید و می رقصید با هر فراز و فرود پرنده ای. میشناختمش ... ماندنی نبود دیگر ... حال بوستان خانه ما خالی است از درختی و دلم خالی تر از معلم عشقی ...


 پ.ن: خورشید همچنان می درخشد در مدار جاودانه اش ... ما و شما و او هم زنده ایم... پس به کدامین دلواپسی از دلداده ات سراغ میگیری؟ ... یک بغض فرو خورده و سکوت ... سکوت ... سکوت ... سکوت... 

20 خرداد 1384

آخه چي بگم. مگه زوريه؟

خيلي وقته اينطوري ننوشتم. اصلا هم نمي دونم امشب چي شده كه دوست دارم بشينم و عين اون قديم ترا، مث شبهاي گرم تابستون روي پشت بوم، راحت دلمو بسپرم به قلم.


يه نسيم خنكي داره مي وزه! آخي. كاشكي شما ها هم بيدار بودين و حسش مي كردين. ماه؟؟ نيستش. همين الان رفتم دم پنجره. يا پشت ابره ( آخه يه عالمه ابر سفيد و تپلي تو آسمونه) يا اينكه اصلا نيستش. چيه خوب! تقويم دم دستم نيست ببينم چندم ماه قمريه.


مي گما اين جور شبا دلش يه موسيقي خوب مي خواد. من خودم اصلاني رو مي پسندم. دوست ندارم زياد ساز كوبه اي داشته باشه. خلافش هم سنگين نيست. فيلم هم كه نه. موجود نيست. گيشه ها بسته و پرده ها پايين. آهان! يادم اومد. امشب فيلم معين رو داد. اهه! منظورم اون معين نيست. معين خودمون. نامزد انتخابات. اميدوارم كسي از ستاد نسيم اينجا نباشه. زياد خوب نبود. يه مصاحبه دو نفره. سعيد حجاريان با مشكلات تكلمي خاص خودش (خدا بانيانش رو يه جزاي عملشون برسونه) و خود دكتر. بهتر از اينها مي تونست باشه. بعدشم كه دكتر قاليباف اومد شبكه دو برنامه زنده. انصافا سوتي نداد. خوب بود.


گرسنمه. يه كيك تو كيفم هست. مال عهد قديم. تاريخش كه مي گه سالمه. خدايا دست خودت! شب خوبي نيست براي مردن!!

24 خرداد 1384

در حال زيبا شدنم ...

سلام. در يك روز باراني ديدمت. آنقدر از آمدنت خوشحال نشدم. خودت هم مي داني.  روز اولي كه با نگاههاي جستجوگرت  آشنا شدم، آنقدر گيج و گنگ بودم كه نفهمم كه هستي و چه هستي و براي چه آمده اي ...


روز به روز كه مي گذرد بيشتر مي شناسمت. از آن عمق آبي تا سرخ فام گسترده ... از آن سپيد آكنده با عطر شكوفه سيب تا سياه زلال پر شده از هزار  هزار ستاره رخشان ... خط به خطت را خوانده ام ... زاويه به زاويه را ... و حال اينجا ايستاده ام. بر قله فتح عشق ... بمان با من!


 پ.ن: قدم به قدم ... نزديك تر ... در را بگشا!

29 خرداد 1384

بر حاشيه برگ شقايق بنويسيد ...

z.jpg

درباره خرداد 1384

این صفحه حاوی تمام نوشته هایی که به هبوط در خرداد 1384 ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.

آرشیو قبلی اردیبهشت 1384 می باشد.

آرشیو بعدی تیر 1384 است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.