« بهمن 1383 | صفحه اصلی | فروردین 1384 »

اسفند 1383 آرشیو

15 اسفند 1383

كنار درياي جنوب نشستم و گريستم ...

پرده اول: صداي امواج آرام دريا روي شنها ... سكوت و گاهي فرياد مرغان دريايي ... روبرويم در افق،‌ پهنه گسترده دريا پيوند خورده با آسمان ... راستم اما رد پايي از انساني كه در دور دستها گم شده است،‌ شايد مثل من گم كرده اي داشته ... دست چپم صخره هاي سخت و بلند كه خرچنگها آن را جولانگاه چنگكهاي خود قرار داده اند. سخت، سخت را مي خواند و نرم،‌ آرام را ... پشت سر اما خاطراتي را بر جا گذارده ام كه شيرينش چون عسل است و تلخش همچون گياه "قسن" كه بوميان آن را به شترها مي دهند تا كامشان تلخ شود،‌ آب بيشتري بنوشند و ... پروردگار من،‌ تو هم كام مرا تلخ كرده اي اما نه براي آنچه اينان مي كنند. عكسش را طلب مي كني. آرام ... آرام ... آرام ... مي گريم ... پرده دوم: اوج ... اوج ِاوج. حتي بالاتر از همه ابرها. كنار دستيم مي گويد: "در شهر زيرپايمان باران دارد مي بارد." مي گويم: " باران باريدن مهم نيست ..." مي خندد ... مي خندم. ابرها زير بالهاي احساس من ... چشمانم را مي بندم... محبوب من!‌ دستانت را به من بده تا پرواز كنيم ... پرده سوم: باران مي بارد... برگشته ام، از همان راهي كه آمدم. تفاوتش كمي سنگيني ترافيك است كه صبح رفتنم بيشتر بود و شايد ... نه!‌ مي خواستم بگويم شعف كشف زمانهاي آينده در مكانهاي غير از اطرافم.... نگاهي به آسمان مي اندازم: خيلي وقت است كه فراموشت كرده ام‌ خداي من ...

23 اسفند 1383

شيرين تر از عسل ...

وقتي كه صبح از بستر بلند ميشوي،‌ يادت كه مي افتد شب را چگونه گذرانده اي، تمام وجود كه يك صدا مي شوي، نامش را كه مي بري ... به آسمان كه خيره ميشوي، لابلاي ابرها كه جستجويش مي كني، پيدايش كه ميكني، لبخند كه ميزني ... وقتي كه بي تابي كه ميكني، لبهايت را كه محكم نگه ميداري، چشمانت كه همچنان به آسمان است، به بهانه نور خورشيد كه اشك آلودشان ميكني، ملتمسانه كه صدايش مي زني و فكر مي كني كه نمي شنود ... وقتي كه به اطرافت توجه نداري، برايت مهم نيست كه كجا مي روي، چه قرار است انجام دهي، تمام فكرت كه به اوست... در دوقدمي ات كه او را نمي بيني ... بوي عطرش را كه حس نمي كني ... صداي مهربانش را كه نمي شنوي ... او تو را مي بيند ... صدايت را مي شنود ... چون او منتظر تو بوده است و تو نمي دانسته اي ... قلبت مي ايستد. زبانت بند مي آيد. خواب نيستي.... او همين جا پيش توست ... او به قولش وفا كرده است ... * پ.ن: ... عزيزم، ... مهربانم: بهترين هديه عمرم را مديون شما هستم ... با شما، هيچوقت تنها نيستم.

29 اسفند 1383

رفتنت را باور نيست ...

سال نو مباركتان باشد
سال 1383 دوستت داشتم. خاطرت هست كه چند بار با هم خنديديم؟ چندبار باهم گريستيم؟ بي وفا تو هم رفتني شدي؟ تو هم مرا تنها مي گذاري؟ نمي خواهم... حرف نزن... نمي شنوم... برو... برو و به تاريخ اضافه شو. اما يادت باشد بعد از بيست و چهار سال عمر،‌ از ميان همه سالها، تو را تنها دوست داشتم. مي داني خودت كه شوقي براي شروع سال ديگري نيست ... آه ... يادآوري همه خاطراتم ...اولين بار است كه سال نو را نمي خواهم. دلم برايت تنگ مي شود سال 1383. گريزي نيست. يادت و ياد همه ماندگان در صفحه تاريخت جاودان باد...

درباره اسفند 1383

این صفحه حاوی تمام نوشته هایی که به هبوط در اسفند 1383 ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.

آرشیو قبلی بهمن 1383 می باشد.

آرشیو بعدی فروردین 1384 است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.